630 . الكافى به نقل از على بن محمّد در حديثى مرفوع : امير مؤمنان ، به عرض ، مسواك مىزد .
631 . امام صادق عليه السلام : هر كس مسواك مىزند ، پس از آن ، دهان را شستشو دهد .
ه آنچه مسواك زدن با آن شايسته است
632 . مكارم الأخلاق : پيامبر صلى الله عليه و آله ، به چوب اراك ، مسواك مىزد . جبرئيل ، او را بدين كار ، امر كرده بود .
633 . المعجم الكبير به نقل از ابو خيره صباحى : من همراه با هيئتى به حضور پيامبر خدا رسيده بودم . . . ايشان ، دستور داد چوب اراكى براى ما آوردند و فرمود : « با اين ، مسواك بزنيد » .
634 . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : چه نيكو مسواكى است زيتون ! از درختى خجسته كه دهان را خوشبو مىكند و جِرم دندان را از ميان مىبرد . اين ، مسواك من و پيامبران پيش از من است .
635 . امام رضا عليه السلام : مرغوبترين چيزى كه با آن مسواك مىزنيد ، تارچه اراك است ؛ چرا كه چنانچه به اندازه باشد ، دندانها را جلا مىدهد ، بوى دهان را خوش مىسازد ، لثه را تقويت مىكند و مالِش مىدهد و در برابر پوسيدگى ، مفيد است . امّا انجام فراوانتر از اندازه آن ، دندانها را نازك و لَق مىكند و بُنِ آن را نيز سست مىكند .
هر كس مىخواهد كه دندانهاى خويش را حفظ كند ، اندازههايى برابر از سوخته شاخ بُز نَرِ كوهى ، گزمازك ، « 1 » مُشكك « 2 » گُل ، سنبل رومى ، « 3 » حبّ الاثل ( احتمالا نوعى ديگر از گزمازك ) و به يكْچهارمِ اين مقدار ، نمك
اندرانى « 4 » بردارد و همه را نرمْ آرد كند و با اين مخلوط ، مسواك بزند ؛ چرا كه اين مسواك ، دندانها را محكم مىسازد و از بُن دندانها در برابر آفتهايى كه بر آنها عارض مىشود ، حفاظت مىكند .
هر كس هم مىخواهد دندانهايش سفيد شود ، قدرى نمك اندرانى ، و به همان اندازه كف دريا ، بردارد و نرم بسايد و با آن ، مسواك بزند .
هامش
( 1 ) گزمازك : بار و ميوه درخت گز را گويند و معرّب آن « جزمازج » است و به عربى « ثمرة الطرفا » خوانند و « حبّ الاثل » ، همان است ( لغتنامه دهخدا ) .
( 2 ) معناى مُشكك ( سُعد ) در ج 2 ، ص 337 خواهد آمد .
( 3 ) سنُبل : دواست ، هندى و رومى [ دارد ] ، هندى را « سنبل الطيب » و « سنبل عصافر » گويند و رومى را « ناردين » گويند ( لغتنامه دهخدا ) .
( 4 ) نمك اندرانى ( و درآنى ) ، نمكى است كه چنان كه در كتاب قانون آمده ، به بلور مىمانَد و در فارسى ، آن را « نمك تركى » گويند . « نمك اندرانى » ، خطاست و صحيح آن ، « درآنى » است ، به معناى بسيار سفيد ( القاموس المحيط ، ج 2 ، ص 140 ) .