همچنين در حديث ديگرى اينگونه آمده است :
إنَّ اللّهَ يُبغِضُ العِفرِيَّةَ النِّفرِيَّةَ الَّذي لَم يُرزَأ في جِسمِهِ ولا مالِهِ . « 1 »
خداوند ، آن بد نهاد بدكردارى را كه به هيچ بلايى در تن و دارايى خويش گرفتار نمىآيد ، دوست ندارد .
البته بايد به اين نكته هم توجّه داشته باشيم كه مطلق بيمارى ، همانند مطلق تندرستى ، داراى آثار تربيتى مثبتى در انسان نيست . از همين رو ، موسى عليه السلام در دعاى خويش چنين از خداوند ، طلب مىكرد :
يا رَبِّ ! مَرَضٌ يُضنيني ولا صِحَّةُ تُنسيني ، و لكِن بَينَ ذلِكَ ، أمرِضُ تارَةً فَأَشكُرُكَ ، و أصِحُّ تارَةً فَأَشكُرُكَ . « 2 »
خداوندا ! نه آن بيمارىاى كه مرا زمينگير كند و نه آن تندرستىاى كه به فراموشى [ تو ] در افكند ، بلكه حالتى ميانه [ مىخواهم ] ؛ گاه بيمار شوم تا پس از آن شكر تو گويم و گاه تندرست باشم تا سپاس تو بگزارم .
از داوود نبى عليه السلام نيز نقل شده است كه در دعاى خويش چنين مىگفت :
اللّهُمَّ لا صِحَّةً تُطغيني ولا مَرَضا يُضنيني و لكِن بَينَ ذَينِكَ . « 3 »
خداوندا ! نه تندرستىاى مىخواهم كه به طغيانم كشانَد و نه بيمارىاى كه زمينگيرم سازد ؛ بلكه حالتى ميان اين دو را خواهانم .
امير مؤمنان نيز چنين دعا مىكرد :
اللّهُمَّ إنّي أعوذُ بِكَ . . . مِن سُقمٍ يَشغَلُني ، و مِن صِحَّةٍ تُلهيني . « 4 »
خداوندا ! به تو پناه مىبرم . . . از ناتندرستىاى كه به خويش مشغولم دارد و از تندرستىاى كه به بازىام سرگرم سازد .
هامش
( 1 ) الدعوات ، ص 172 ، ح 482 .
( 2 ) إرشاد القلوب ، ص 42 ، الدعوات ، ص 134 ، ح 334 ( در اين متن ، ذيل روايت نيامده است ) .
( 3 ) البيان و التبيين ، ج 3 ، ص 153 .
( 4 ) مهج الدعوات ، ص 132 ، بحارالأنوار ، ج 94 ، ص 240 .