در مدارج آيات قرآنى و معارج مقامات انسانى اهميّت بسزا است .
آرى انسان استاد مىخواهد و به معلّم و مربّى احتياج دارد ، تنها به كتاب مشكل حل نمىشود . به قول شيوا و رساى عارف رومى :
هركه گيرد پيشهاى بىاوستا * ريشخندى شد به شهر و روستا
هيچكس بىاوستا چيزى نشد * هيچ آهن خنجر تيزى نشد « 1 »
آهن بايد به كوره آتشين برود و استاد و چكش و سندان ببيند تا شمشير برنده شود .
مردم اجتماع ما خواه بپذيرند و خواه نپذيرند - كه سرانجام خواهند پذيرفت - بدانند كه آنچه از قلم أعلاى آحاد حكماى الهى ، قرنى بعد از قرنى در صحف نوريّه و كتب قيّمه آنان به كتابت آمده است تفسير انفسى آيات و روايات است . بزرگان علم فرمودهاند آنچه را كه شرع مقدس آورده است اسرار و رموزند ، هركس به كنوز آن رموز دست نمىيابد .
حقايق الهيّه از لسان سفراى إلهى به گونهاى بيان شده است كه هيچكس از كنار سفره بيانشان بىلقمه و طعمه برنمىخيزد ؛ همانگونه كه خداى سبحان فرموده است :
وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ
« 2 » هم ناس از قرآن بهرهمنداند و هم عالمان . اما ناس از ظاهر امثال ، و اما عالمان از تعقل به لبّ و مغزا و سرّ گفتار آن .
هامش
( 1 ) . مثنوى معنوى ، مولوى .
( 2 ) . عنكبوت / 43