مثلا رسول الله صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده است : « تنام عينى و لا ينام قلبى » قلب عقل و روح است ، و روح مظهر اسم اعظم
لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ
است . چشم به خواب مىرود - يعنى خواب عارض بدن مىشود - نه روح ، و روح هميشه بيدار است .
آدم خوابيده را صدا مىزنى و جواب مىدهد ، جوابدهنده روح بيدار است .
حديث مذكور را رسول اللّه در وصف انسان آورده است نه براى مقام خاصّ خودش ، اعنى هر انسان آگاه را رسد كه بگويد : « تنام عينى و لا ينام قلبى » .
در إلهى نامه گفتهام :
إلهى تا به حال مىگفتم
لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ
، الآن مىبينم مظهرش را هم
لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ
كه به تفسير انفسى كريمه پى بردهام .
اى عزيز اگر روح بخوابد بدن تباه مىشود زيرا كه نگاهدارنده بدن است . در تفسير منهج الصادقين و غيره ، در ضمن كريمه
لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ
از آية الكرسى ، از حضرت رسول اللّه ( صلوات الله عليه ) روايت شده است كه :
قوم موسى وى را گفتند : هل ينام ربّك ؟ آيا خداى تو را خواب باشد ؟ فرمود بار خدايا به مقوله اين جماعت عالمى ، خطاب آمد كه اى موسى تو را بر اين تنبيه كنم ، يك شبانه روز خواب مكن . موسى امتثال امر الهى كرده يك شبانه روز خواب نكرد ، پس فرشتهاى فرستاد با دو شيشه تنگ ، و گفت : خداى تعالى مىفرمايد :
« امشب اين دو شيشه را در دست نگه دار تا روز شود » موسى به حكم الهى آن شيشهها را در دست نگاه داشت و خود را ضبط مىكرد تا خوابش نبرد ، عاقبة الأمر خواب بر او غلبه كرد ، و دستهايش بهم باز آمده شيشهها بر يكديگر خورد و شكسته شد ، موسى از خواب درآمد و شيشهها را شكسته ديد ، پريشان شد ، جبرئيل آمد و گفت : حق ( سبحانه ) مىفرمايد كه « تو در خواب دو شيشه را نگه نمىتوانى داشت اگر من بخوابم آسمان و زمين را كه نگه دارد ؟ ! » .
و همچنين در مثل اين روايت دقّت شود :
انّ رجلا أتى على بن الحسين عليهما السّلام و عنده أصحابه ، فقال له : « ممّن الرجل ؟ » قال : أنا منجّم قائف عرّاف . فنظر إليه ثم قال : « هل أدلّك على رجل قد مرّ منذ دخلت علينا في