آيات و روايات ديگر نيز بر اين اصل برهان قاطعاند ، و الحمد لله ربّ العالمين .
به عنوان تنظير گوييم : همان گونه كه در عالم خواب ، خواستههاى بيداريت به صورتهايى برايت متمثل مىشوند ، عالم بيداريت نيز به همين وزان است .
خلاصه اين كه : هر كس حق را در آن چه مىخواهد طلب كند ، حق در آن صورت مطلوبش بر او متجلى شود .
اصل 41
اصل ديگر كه از مطالب گذشته حاصل مىشود اين كه نفس ناطقه انسانى بس كه لطيف است به هر چه روى آورد به صورت آن در مىآيد . در غزلى گفتهام :
( ديوان ، ط 2 ، ص 168 ) .
نفس از بس كه لطيف است شود نفس همان * كه به دو روى نموده ز نشيب و ز فراز
و نيز در قصيده تائيه عائره « ينبوع الحيات » گفتهام ( ديوان ، ط 2 ، ص 450 ) :
تصفّحت أوراق الصحائف كلّها * فلم أرفيها غير ما في صحيفتى
أمن مثلها نور بسيط ، توحّدت * بشيء إذا قدوا جهته لبغية
اصل 42
اصل ديگر اين كه انسان يك هويّت ممتدّ از فرش تا فوق عرش است ، و همه افعال گوناگونش را به همين يك هويت ممتد - يعنى يك شخص انسان - اسناد مىدهد كه مىگويد : من ديدم و من شنيدم و من رفتم و من گرفتم و من تخيّل كردهام و من تعقل نمودهام ، و هكذا اسنادهاى بسيارى از افعال جور واجور ديگر . و در عين حال كه همه افعال مختلف به يك شخص اسناد داده مىشود ، باز در اين اسناد يكايك اعضا و جوارح و قواى آنها و مراحل و مراتب نفس لحاظ مىشود . مثلا يك شخص انسان مىگويد : من دانايم ، و من اينجا نشستهام ، كه نشستن وصف تن است و دانستن وصف روان ، و هكذا ، فافهم .