تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
هزار و يك ز اسماى خداوند * در اين منزل به منزل زاد راهند
اگر از آن بگويم اندكى را * ندارى باورم از صد يكى را
نه تنها درس و بحث و مدرسه بود * تبرّى از هوى و وسوسه بود
دل بشكسته و آه سحرگاه * مرا زان رمزها بنمود آگاه
ز هر يك دانه درّ كوثر من * ببينى خرمنى را در بر من

كلمه 480

در مجموعه‌اى ديدم كه جناب محتشم كاشانى ( رضوان اللّه عليه ) دوازده بند كه در مرثيه حضرت سيد الشهداء امام حسين عليه السّلام و وقايع جانسوز كربلا گفته است ، در يكى از بندها اين مصراع را گفته است : « هست از ملال گر چه برى ذات ذو الجلال » ، و در مصراع دومى مبهوت و متحير بوده كه هر چه بگويد شايسته مقام ذو الجلال نيست ، بعد از مدّتى مصرع دومى به او الهام شد : « او در دل است و هيچ دلى نيست بىملال » . وفات محتشم در هزار تمام هجرى بوده است .

كلمه 481

اين كلمه عليا ضابطه‌اى در تقويم كواكب خمسه متحيره از حضرت استاد علامه شعرانى رضوان الله تعالى عليه و به قلم آن جناب است : « اين قاعده در تقويم متحيره به كار مىرود : در هر مثلّث مسطّح مجموع ضلعين / تفاضل آنها - ظل تمام نصف زاويه بين الضلعين / ظل فضل هر يك از زاويه‌هاى ديگر بر نصف زاويه بين الضلعين »

كلمه 482

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد للّه
الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ، عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ
فألهمه حقائق الإيمان ، و هداه