هر آينه كعبه دور از ديار عيد بعيد از وطن بنابراين حكايت و مبنى بر اين روايت است كه در غربت بدان ميوهء شجر نبوّت اين جفاها گذشت .
بيت چهل و نهم قصيده :
در صف ميدان حرب جمجمه مركبش * نان دل و قوت جسم با نمك ذو المنن
جمجمه در لغت قفاى دريا و چوب پاره و مكان پر لاى قابل غرقه گشتن را گويند و به معنى جام ته بته نيز آمده است ، و اينجا بدان معنى است زيرا كه جاى پاى شتر را كه بر روى هم مىافتد بدان تشبيه نموده و بدان مناسبت به نان دل و قوت جسم اشارتى رفته ، و نمك آن را از صاحب منّت يعنى حضرت عزّت اراده مىنمايد كه ذو المنن عبارت از آن است .
هر آينه معنى آن شد كه در صف ميدان جنگ جاى پاى جمازهء او نان دل و قوت جسم بود كه به نمك منّت آميخته و پخته گشته بود .
بيت پنجاهم قصيده :
عصمت پالوده را روشن و صافيش جام * تهمت آلوده را دُردى فانيش دن
از عصمت پالوده غرضش عصمت پاك و صافيست كه از غبار لوث پاك و بىغشّ باشد نه آنكه به ظاهر عصمت باشد و در باطن آلوده ، كه در عبارت جام روشن صافى اشارت بدان گشته ، و تهمت آلودگى كه نسبت بدان مطهّر نمايند چون درديست كه در خم فانيست يعنى بقائى ندارد ، و خيال لوث برچنان طاهرى بر لوح زندگانى جز نقش فنا نمىگشايد .
نظم :
ذات تو پاك مظهر جود و كرامتى * از تهمت حسود ندارى ندامتى
برخاستى و خاست قيامت ز قامتت * حاصل كه در لطافت و خوبى قيامتى
هر آينه معنى بيت آن شد كه عصمت مطهرش در جام صافى تقوى از تهمت آلودگى مبرّا بود ، و در خم فانى جلوهنما ، كه دن اشارت به همان خم است .