خويشتن را وصف مىفرمايد ، و نيز آنچه را ملائكه او را بدانها نداء مىكنند ، و نيز دعاى انبياء و اولياء را كه خداى تعالى در پيش آمد شدائد اوضاع و احوال آنان از زبانشان نقل فرموده است كه در آن شدائد احوال و اوضاع خداى تعالى را به اسمى خاص و دعائى مخصوص خواندهاند ، انتخاب كند .
بديهى است كه نمونه آن شدائد احوال براى ديگران به فراخور قابليّت و شرائط زمانه و روزگار آنان پيش مىآيد . و كأنّ هر يك از آن اشخاص و حالات عنوان نوعى دارد كه در هر دوره و كوره و در هر عصر و زمان در ديگران طورى ظهور و بروز مىنمايد ، اين كس نيز در پيش آمدهاى زندگى خود كه مشابه با آن حالات است خداوند را بدان اسم و دعا و ذكر و مناجات بخواند و آن را وسيلت نجات و سعادت خود قرار دهد چنان كه از تدبّر و غور در بسيارى از آيات و تأمل و دقّت در بسيارى از روايات حثّ و تحريص بدين دستورالعمل استفاده مىشود . . .
كلمهء 164
اين كلمه را در پاسخ نامه عزيزى كه بيوگرافى مرا خواسته بود نگاشتهام :
بسم اللّه الرحمن الرحيم الحمد للّه ربّ العالمين .
با تحيّت و سلام : ارباب معرفت دانند كه احياى آثار و تراجم احوال بزرگان علم تا چه اندازه براى همه طبقات اجتماع از هر حيث مفيد است ولى اين كمترين درباره خود چه بنگارد كه نه تأليفى شايان تعريف دارد ، و نه تصنيفى سزاوار تحسين . نه عقدهاى را به بنان خود گشوده است ، و نه مشكلى را به بيان خود حلّ كرده است . نه اهل حلّ و عقد است ، و نه مرد رتق و فتق . نه بمقامى و اصل شده است ، و نه بهرهاى از او حاصل . گويى درباره وى گفته آمد :
نه شكوفهاى نه برگى نه ثمرنه سايه دارم * همه حيرتم كه دهقان به چه كار كشت ما را
عمرش از خمسين بگذشت و خود هنوز از عقل هيولانى نگذشت ، مع ذلك بنا بفرموده ايزد تعالى :
وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها
، و بدستور ولى اللّه اعظم امام به حق ناطق جعفر بن محمد الصادق - عليهما السلام - ردّ جواب الكتاب