آيات عظام : حاج سيد على آقاى قاضى طباطبائى و آقا سيد حسين بادكوبى ، و آقا سيد ابو الحسن اصفهانى ، و آقا محمد حسين كمپانى و آقا ميرزا حسين نائينى و آقا سيد ابو القاسم خوانسارى ، بمقامات بلند فنون علمى و عملى نائل آمد و پس از ده سال اقامت در نجف در 1354 ه ق - 1314 ه ش به تبريز مراجعت فرمودند و چند سال در تبريز بتدريس و تأليف و تحقيق اشتغال داشتند تا در سنه 1365 ه ق قصد عزيمت قم فرمودند و تبريز را ترك گفتند و در قم اقامت فرمودند و تفسير قرآن كريم و تدريس علوم عقلى و اصول معارف حقّه الهيه را در قم تأسيس فرمودند و تاكنون كه يكشنبه 25 شعبان المعظم 1401 ه ق - 7 تيرماه 1360 ه ش است ، محفل مباركش معقل ارباب عقول ، و مجلس مقدسش مدرس اصحاب علوم است ادام اللّه تعالى اعوام افاضاته .
هر چند بسيارى از افراد حوزه علميه قم محضر انورش را ادراك كردهاند ولى جمعى را حظّ توفيق حضور بود ، و فريقى را نصيب اطّلاع به صورت اصطلاحات ، و بعضى رانيل عروج بمعارج علمى ، و طايفهاى را ميل بسير و سلوك عملى ، و قليلى را وصول به منقبتين علم و عمل ، و در حقيقت به همان مثابت است كه حكيم الهى جناب ميرزا ابو الحسن جلوه - قدّس سرّه - در شرح حال خويشتن در نامه دانشوران ناصرى ترقيم فرموده است كه :
بالفعل اكثر طلّاب از شهرهاى مختلف كه ميل به معقول دارند ، گرد من جمعاند هر جمعى به خيالى : برخى محض آموختن اصطلاح و طائفهاى به جهت آراستن مجالس ، و شرذمهاى به جهت صداقت و سادهلوحى و اعتقاد به عالم تجرد ، شرح اين طائفه است : ثلّة من الاولين و قليل من الآخرين ، بارى :
هر كسى از ظن خود شد يار من * وز درون من نجُست اسرار من
وقتى جناب استاد علامه طباطبائى براى اين داعى حكايت فرمود كه چون از تبريز عزم مهاجرت به قم كردم با قرآن مجيد استخاره نمودم اين آيه كريمه آمد :
هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً
. « 1 »
هامش
( 1 ) - « سورهء كهف ( 18 ) : 44 .