تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
كلّ حسنة يعملها الرّجل توزن يوم القيامة إلّا شهادة أن لا إله إلّا اللّه فانّها لا توضع في الميزان لأنّها لو وضعت في الميزان و وضعت السّماوات و الأرضون السّبع و ما فيهننّ كان لا إله إلّا اللّه أرجح من ذلك . به پارسى اين كه : در روز رستاخيز هر كار نيك سنجيده شود جز گواهى دادن به لا إله إلّا اللّه كه آن را در ترازو ننهند چه اگر در ترازو رود آسمانها و زمينهاى هفتگانه با وى برابرى نكنند . كنايه از اين كه ثواب اين كلمه را نهايت نبود و به شمار نيايد و هيچ چيز همسنگ او نگردد . در اين اوان كه به حمد اللّه با لا إله إلّا اللّه محشورى ، خوش آن كه با دوست حشر على الدوام دارد . حبيبا همّت بلند دار و از كمال اخلاص
دوست بگو دوست بگو دوست دوست * تا نگرى هر چه بود اوست اوست
اجازه بفرماييد تا از گفته‌هايم را بشنويد :
همّتى اى جان من سير سماوات را * گوى خدا و مجوى كشف و كرامات را
حاجت رندان راه نيست بجز وصل يار * تا تو چه حاجت برى قبله حاجات را
دار حضور و ادب همّت و آنگه طلب * وقف مراين چاره كن يكسره اوقات را
دوش نداى سروش آمده در گوش هوش * كوش به آبادى كوى خرابات را
طاعت عادّى تو بُعد ز حق آورد * قرب بود در خلاف آمد عادات را
كيست مصلّى كسى كوست مُناجى دوست * آه كه نشناختى سرّ عبادات را
دولت فقرت كند مستطيع اى بختيار * كعبه وصلش طلب ميكن و ميقات را
مرد طريقت بود ظاهر و باطن يكى * نور حقيقت بود تارك طامات را
علم حجابست ار زينت خود بينيش * خواه جواهر بگو خواه اشارات را
رو سوى قرآن كه تا در دل هر آيتش * فهم كنى معنى درك مقامات را
اى تو كتاب مبين وى تو امام مبين * آيت كبراستى خالق آيات را
از سر اخلاص جو سوره اخلاص را * تا كه ز نفيش برى بهره اثبات را
همچو حسن در سحر بر سر و بر سينه زن * بو كه خدايت دهد ذوق مناجات را