تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤

كلمهء 144

اين كلمه نامه‌ايست كه براى دوستى فرستاده‌ايم : باسم اللّه الشافي
خدا را از طبيب من بپرسيد * كه آخر كى شود اين ناتوان به
صبّحكم اللّه بالخير و السّعادة و كتب عليكم الرّحمة . آقاى عزيز انسان آنست كه با عالم قدس انس دارد ، و گرنه چو بهائم به چرا آمده است . حال كه در طليعه اين فرخنده نامه از قدس و انس نام برده شد از وحشى - قدّس سرّه - نيز يادى شود :
غرض گر آشنائيهاى جانست * چه غم گر صد بيابان در ميان است
كه مجنون خواه در حىّ خواه در دشت * به جولانگاه ليلى مىكند گشت
اگرچه مثل راقم و تنظيم دستور العمل يا تقديم پند و اندرز چنان است كه شاعر گفته است :
و غير تقيّ يأمر الناس بالتّقى * طبيب يداوى الناس و هو عليل
يعنى ناپرهيزكارى كه مردم را به پرهيزكارى فرمايد پزشكى است كه بيماران را درمان كند و خود بيمار است . ولى به قول ديگرى :
اعمل بعلمى و لا تنظر الى عملي * ينفعك علمى و لا يضررك تقصيري
يعنى بدانشم كار بند و بكر دارم منگر كه دانشم سودت دهد و گناهم زيانت نرساند . باز با اين همه خرسندم كه آمر و ناهى ديگرى است و اين بنده راوى است . اينقدر بدان كه در اين نشأه هر چه بمانى نسبت به سراى ابدى كه در پيش دارى آنى است بلكه كمتر از آن است . عاقل را اشاره كافى است . كلمه طيّبه لا إله إلا اللّه بهترين اذكار است و فضيلت آن بيشمار و روايات اهل عصمت - عليهم السلام - در اين باره بسيار . اهل اللّه در شرح آن رساله‌ها نوشته‌اند ، و اين بنده در بيان آن به نقل اين كريمه تبرّك مىجويد :
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا