دومى است چه آن ابدى است به خلاف اين كه منقطع است .
رسول و نبى از اسماء اللّه نيستند ولى ، ولى از اسماء اللّه است ، لذا ولايت منقطع نمىگردد به خلاف رسالت و نبوت .
يوسف صديق عليه السّلام فرمود :
فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ
« 1 » و حكم بتى الهى اين كه
ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ
« 2 » ، پس چون رسالت و نبوت از صفات كونيه زمانيهاند به انقطاع زمان نبوت و رسالت قطع مىشوند به خلاف ولايت كه از صفات الهيه است و حق سبحانه در وصف خودش فرمود :
هُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ
« 3 » پس قرآن فرقان به تنهائى در اثبات وجوب وجود انسان كامل ولى در نشئه عنصرى على الدوام كافى است و روايات و صحف علميه معاضد آنند بلكه از بطنان آن فائضاند .
چون در معنى ولى و نبى و رسول تدبر شود ، ظاهر گردد كه معطى نبوت و رسالت اسم ظاهر است كه احكامشان متعلق به تجليه است ، و معطى ولايت اسم باطن است كه مفيد تحليه است و هر چيزى را علامت است و علامت سفراى الهى ولايت است .
و چون ولايت شامل رسالت و نبوت تشريعى و نبوت عامه غير تشريعى مىباشد ، از آن به فلك محيط عام تعبير شده است چنان كه در فص عزيز عزيرى فصوص الحكم فرموده است : و اعلم انّ الولاية هى الفلك المحيط العام و لهذا لم ينقطع و لها الانباء العام ، و اما نبوة التشريع و الرسالة فمنقطعة و فى
هامش
( 1 ) يوسف / 104 .
( 2 ) نحل / 99 .
( 3 ) شورى / 29 .