يك مركز علمى مانند قم منتقل گردد . در اين مورد به قرآن مجيد تفال زد و اين آيه آمد :
" هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً
( كهف آيه 44 ) و - لذا - در همان نيمه سال 1325 ، زادگاه را به عزم اقامت در قم ترك كرد و سى و پنج سال تمام در حوزه مقدسه به تدريس و تاليف و تربيت و تهذيب نفوس ، پرداخت و زحماتى سنگين را در اين راه متحمل گرديد . وى در زندگينامه خود در اين قسمت چنين مىنويسد :
" در سال 1325 از سروسامان خود چشم پوشيده ، زادگاه اصلى را ترك گفتم و متوجه حوزه علميه قم شدم ، بساط زندگى را در اين شهر گستردم و دوباره اشتغالات علمى را از سر گرفتم و تاكنون روزگار خود را در اين سامان مىگذرانم " .
حافظه عجيب !
استاد عاليقدر از نظر حافظه بهگونه خاصى بود . هر نوع مسئله و مطلبى كه مورد علاقه او بود و يك نوع كشش درونى به آن مطلب داشت با تمام خصوصيات و جزئيات در حافظه او جاى مىگرفت و موقع نقل دقيقا يادآور مىشد . از اين جهت بسيارى از آيات قرآن و ادعيه و عبارات اساطين فلسفه مانند بو على و صدر المتالهين را به خاطر داشت . گاهى بخش معظمى