مىكرد .
حضرت استاد روزى از كرامات استاد خود مرحوم قاضى سخن مىگفت در ضمن مطالبى اين داستان را يادآور شد :
" من و همسرم از خويشاوندان نزديك مرحوم حاج ميرزا على آقاى قاضى بوديم ، او در نجف براى صله رحم و تفقد از حال ما ، به منزل ما مىآمد . ما كرارا صاحب فرزند شده بوديم ولى همگى در همان دوران كوچكى فوت كرده بودند .
روزى مرحوم قاضى به منزل ما آمد ، در حالىكه همسرم حامله بود و من از وضع او آگاه نبودم . موقع خداحافظى ، به همسرم گفت :
دخترعمو ! اين بار اين فرزند تو مىماند و او پسر است و آسيبى به او نمىرسد ، و نام او " عبد الباقى " است .
من از سخن مرحوم قاضى خوشحال شدم و خدا به ما پسرى لطف كرد و بر خلاف كودكان قبلى باقى ماند و آسيبى به او نرسيد و نام او را عبد الباقى گذارديم .
مرحوم حاج ميرزا على آقاى قاضى در سال 1285 هجرى قمرى ديده به جهان گشود و در سال 1366 ، ديده از جهان بربسته است و در دوره خود يگانه استاد اخلاق و سير و سلوك در حوزه نجف بود و شخصيتهاى عظيمى به وسيلهء ايشان پرورش يافته و جمع كثيرى از بزرگان به يمن تربيت و تكميل او
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 61
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٦١