ديگر كه لازم زندگى دنيوى انسانها است .
از جنبهء روح موجودى است مجرد و ملكوتى و جاويدان . طبعا از اين جنبه هم داراى زندگى و حيات مخصوصى است . از جنبه روحانى نيز نيازمنديهائى دارد . هم سعادت و كمال دارد هم شقاوت و نقص .
چنان كه بين تن و روح انسان جدائى نيست بلكه كمال ارتباط و اتصال را دارند همچنين در بين حيات دنيوى و حيات معنوى و روحانى او هم كمال ارتباط برقرار است . دنيا و آخرت از يكديگر جدا نيستند بلكه يك زندگى است كه از اينجا شروع مىشود و به آخرت منتهى مىگردد . جهان آخرت از همين جهان نشات مىگيرد . سعادت اخروى انسان در همين دنيا تامين مىشود .
اسلام از انسان نمىخواهد كه به خاطر سعادت اخروى خويش از زندگى دنيا دست بكشد و در گوشهاى بنشيند . بلكه از او مىخواهد كه در آبادى جهان بكوشد و مانند ساير مردم از نعمتهاى الهى بهرهمند گردد . در عينحال در همين دنيا و بوسيله همين كار و كوشش ، سعادت اخروى خويش را نيز بدست آورد كه فرمود :
وَ ابْتَغِ فِيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا
« 1 »
هامش
( 1 ) - قصص 72