پاىبند تو شد .
و نيز در همان باب توحيد گويد : كه مردى به نزد حضرت سلمان فارسى سلام اللّه عليه آمد ، و به او عرض كرد : « يا أبا عبد اللّه انى لا أقوى على الصلاة بالليل ، فقال لا تعص اللّه بالنهار » ، اين مرد گفت من توانائى خواندن نماز در شب را ندارم ، فرمود در روز گناه مكن و نافرمانى منما .
سرمايهء كسب دارى ، تور شكارى دارى ، و در رحمت الهى هم كه هميشه به روى تو باز است و خداوند فيّاض على الاطلاق است ، و اين در ، حاجب ندارد بلكه صلاهم در دادهاند ، و شما را به سوى خود خواندهاند ، ديگر براى چه معطّلى ؟ !
بقول حافظ شيرين سخن :
اى دل به كوى دوست گذارى نمىكنى * اسباب جمع دارى و كارى نمىكنى
و بقول دلنشين كمال اصفهانى :
بر ضيافت خانهء فيض نوالت منع نيست * در گشاده است و صلا در داده خوان انداخته
و بقول بلند عرشى عارف رومى :
بانگ مىآيد كه اى طالب بيا * جود محتاج گدايان چون گدا
جود محتاج است و خواهد طالبى * آن چنان كه توبه خواهد تائبى
به عنوان تشبيه معقول به محسوس ، عرض مىكنم : اين صفحهء تلويزيون را مشاهده مىفرمائيد ، كه اشباح و امثال مادّى طبيعى در او منعكس مىشود ، اگر چنانچه ما خودمان را از رنگ تعلّقات دنيوى باز بداريم ، و آزاد بگذاريم ، و روى صحيفهء جان را به سوى ملكوت عالم بگردانيم ، تمثّلاتى روحانى به ما روى خواهد آورد ، و اين تمثّلات ، اشباج برزخىاند كه واسطهء بين نفس و ملكوتاند ، و در عين حال در صقع نفس ناطقه ، قرار دارند ، و بدان قائماند .
بلكه بر اثر اين تزكيهء نفس ، و توجيه آن به سوى ديار مرسلات نوريّه ،