و همچنين در اول عوائد و سيف الامة و معراج السعادة و غيرها . لكن در ابتداى مستند الشيعه چاپ سنگى كه همين يك چاپ شده است چنين آمده است : « و بعد يقول المحتاج الى عفو ربّه الباقى ، احمد بن محمد بن مهدى بن ابي ذرّ النراقى » ، كه به يقين ابن دوم از سهو قلم ناسخ است .
علامه محقق ملا مهدى نراقى را نراقى اول ، و خلف صالحش ملا احمد فاضل نراقى را نراقى ثانى گويند ، و از هر دو تعبير به نراقيان مىشود ، و مثل صاحب جواهر از مولى مهدى نراقى تعبير به فاضل نراقى مىكند .
وقتى در محضر مبارك حضرت استاد علامه طباطبائى ، صاحب تفسير الميزان تشرف داشتم كه از نراقيان سخن بميان آمد فرمودند : نراقيان هر دو از علماى بزرگ اسلام و ناشناختهاند .
ملا احمد نراقى در مستند بسيار از والدش نقل آراء فقهى مىنمايد ، و بدان استناد مىجويد و اعتماد مىكند مثلا در آخر قبله آن گويد :
« لو اختلف المجتهدون في القبلة فالمشهور عدم جواز ايتمام بعضهم بعضا ، مع توجه كل منهم الي ما اجتهده ، لاعتقاد كل بطلان صلوة الآخر ، و قيل بالصحة و اختاره والدى - ره - في مد و هو الاصح لمنع اعتقاد كل بطلان صلوة الآخر بل يعتقد صحّتها له وان اعتقد خطائه في القبلة و هو غير مؤثر في البطلان ، لعمومات جواز الاقتداء به من يصّح صلوته » .
كلمه مد در عبارت مستند اشارت به كتاب معتمد نراقى اول است . عمده تحصيلات فاضل نراقى يعنى ملا احمد در نزد پدرش ملّا مهدى نراقى بوده است و برخى از تأليفات ملا احمد به مضمون الولد سر أبيه به اقتضاى پدرش ملّا مهدى نراقى است . مثلا پدر در فقه ، معتمد مىنويسد و پسر مستند ، پدر تجريد الاصول در علم اصول مىنويسد ، و پسر شرحى مبسوط بر آن در هفت مجلد مىنويسد « 1 » ، پدر در علم اخلاق جامع السعادات به عربى مىنويسد و پسر معراج السعادة ترجمه آن به فارسى با بعضى از زيادات ، پدر ديوان اشعار به نام
هامش
( 1 ) . الذريعه ، ج 13 / 350 .