18 . و ديگر اين كه وزان قبر در اين نشأه و نشأه آخرت و زان انسان در نشأتين است .
امور مذكور بعضى قابل ادغام در ديگرى است ، و ما از جهت اهميّت آنها هر يك را به تفصيل نام بردهايم .
عالم جليل محمّد دهدار را در آخر رساله گرانقدرش به نام « قضا و قدر » ( ص 25 ، بتصحيح و تعليق نگارنده ) ، در بيان امور نهم و دهم و يازدهم بيانى رسا است كه : « و از جمله ضروريّات دانستن اين است كه هر فعلى و عملى صورتى دارد در عالم برزخ كه آن فعل برآن صورت بر فاعلش ظاهر مىشود بعد از انتقال او به عالم برزخ و جزا همين است كه « إنما هي أعمالكم ترد عليكم » و
جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
« 1 » ، و « الناس مجزيون بأعمالهم » .
و نيز بايد دانست كه علم انسان ، مشخّص روح او است ، و عملش مشخّص بدن او در نشأه اخروي ، پس هر كه به صورت علم و عمل در نشأه اخروى برانگيخته مىشود چنانچه در اخبار و آثار وارد است به سبب خصوصيّت خود كه او آنست هر جا كه باشد . و سرّ آن آنست كه بموجب آيهء كريمه
وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً
« 2 » ، هر چيزى را در وجود خود اطوار هست و هرطورى حكمى و صورتى دارد ، مثلا انگور را چون در خم كنى در اوّل حال جوش مىزند و تلخ مىشود و مسكر ، و در اين حال حكمش حرام است و نجس است ، و در آخر حال ترش مىشود و اسكارش و تلخى زايل مىگردد ، و در اينجا حكمش حلّيت است و طهارت ، ترا اختيار هست كه در آنطور سدّ راه او شوى به فشارى و صاف كرده در شيشه كنى و جميع أجزاى آن دشمن تو شوند و در قيامت جبر نقصان خود از تو كنند كه عذاب شارب خمر يك شمّهاش اين است .
و نيز اختيار دارى كه ممدّ او شوى و نگذارى كه هوا داخل خم شود و او را
هامش
( 1 ) . سورهء واقعه ، آيهء 24 .
( 2 ) . سورهء نوح ، آيهء 14 .