/ 369
دعاى زكريا
[ 89 ]
وَ زَكَرِيَّا إِذْ نادى رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ
و زكريا را ياد كن آن گاه كه پروردگارش را ندا داد : اى پروردگار من مرا تنها وامگذار و تو بهترين وارثانى . » يعنى بار خدايا هر چند تو بهترين وارثانى من محتاج كسى هستم كه از من ميراث برد . زكريا از خدا ميراثبرى نمىخواست كه وارث امور مادى او باشد . او وارثى مىخواست كه رسالتش را به ارث برد .
[ 90 ]
فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ وَهَبْنا لَهُ يَحْيى وَ أَصْلَحْنا لَهُ زَوْجَهُ
دعايش را مستجاب كرديم و به او يحيى را بخشيديم و زنش را برايش شايسته گردانيديم . » يعنى يك خانوادهء به تمام معنى صالح به او داديم .
يحيى از كودكى پيامبر بود . و زكريا عمر خود در تبليغ رسالت و دعوت سپرى كرد . او شيخ پيغمبران بود و زنش صالحه بود و همه اعضاى يك خانوادهء صالح بودند .
إِنَّهُمْ كانُوا يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ
اينان در كارهاى نيك شتاب مىكردند . » اساس كار اين خانواده سبقت گرفتن بر يكديگر در اعمال نيك بود . همهء آنها به گرد محور معينى مىچرخيدند . اين محور روح تجمع آنان بود . خانوادهء فاضل خانوادهاى است كه افراد آن دست به دست هم دهند تا يكديگر را در انجام كارهاى نيك مدد رسانند .
وَ يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً
و با بيم و اميد ما را مىخواندند . » آخرين صفتى كه براى اين خانواده ذكر كرده توجه بيشتر است به خدا و عمل / 370 به برنامههاى او و تمسّك به روح عبادت و جوهر عبادت و لبّ ايمان و آن دعا است ، زيرا دعا ريسمانى است ميان انسان و پروردگارش .
چون از چيزى بترسند خدا را مىخوانند و چون چيزى بخواهند خدا را