وعد و وعيد فرعون ارجى ننهادند . از آن اعتبارى كه نزد فرعون داشتند چشم پوشيدند ولى از حضيض دنيا به اوج عالم بالا بال گشودند .
و در نتيجه به اين مرتبهء و الا رسيدند . آرى حرف ايمان آنها در اين شرايط به مفهوم رويارويى با سلطههاى شهوت و زور با همهء ابعاد آن است . آنها در لحظهاى حسّاس كه خداوند در دلهايشان تجلّى يافت پس از آمادگى براى فداكارى و چشمپوشى از همه چيز در راه خدا و حقّى كه خود ، آن را ديدند همهء اين مراحل را پيمودند .
ثالثا : آنان اگر هم طاغوت را مىپرستيدند از اعماق دل نبود بلكه به دلالت عقل و وحى ضمير دريافته بودند كه پرستش كسى چون فرعون يك جرم عظيم است معجزهء موسى چون تازيانهاى بود كه و جدان خفتهء ايشان را بيدار ساخت / 194 و ناگهان به سجده در آمدند و گفتند :
[ 73 ]
إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنا لِيَغْفِرَ لَنا خَطايانا وَ ما أَكْرَهْتَنا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ
اينك به پروردگار خويش ايمان آورديم تا از خطاهاى ما و آن جادوگرى كه ما را بدان واداشتى در گذرد . » اگر اين ايمان و اين آرزوى آمرزش ، عذاب و بر دار شدن را در پى داشته باشد ، به جان مىتوان خريد . اين يك ايمان حقيقى است كه ايمان آورنده را براى هر كيفرى مهيا مىسازد .
اگر چه آمرزش پروردگارشان را به طور عام خواستار بودند ولى از گناه جادوگرى به طور مشخص نام بردند ، زيرا به ابعاد فساد انگيز آن آشنا بودند و مىدانستند تا چه حد سبب گمراهى مردم مىشود و وسيلهاى است براى مبارزه با اديان الهى .
وَ اللَّهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى
خدا بهتر و پايدارتر است . » اين در جواب فرعون است كه مىگفت : عذاب من سختتر و پايدارتر است . اكنون اينان مىگويند كه تو و عذابت زوالپذير هستيد . تنها باقى لا يزال ذات احديت است .