قول به جبر و اظهار آن از معاويه بود تا بدين حيلت عذرى براى كارهاى ناشايسته اش به مردم وانمود كند . آرى اين گونه پديده ها از بنى اميه و بنى عباس بسيار است تا اين كه مردم را به سير قهقرى از مناهل معارف حقيقى و حاملين اسرار كتاب الله و خزائن كنوز الهى ائمه وحى و تنزيل محمد و آل محمد صلى الله عليه و آله باز داشتند .
تبصره : شبيه افراط بودن جبر و تفريط بودن تفويض و عدل بودن امر بين الامرين مناظره ظاهرى بين عارف و حكيم و رأى متين اولياى دين است .
عارف مى گويد : امر موقوف بر مشاهده و عيان است كه فوق طور عقل است و از قياسات عقلى و نظر فكرى بدان مقام نتوان رسيد .
حكيم مى گويد : آنچه براهين عقلى نتيجه داد مقبول است و الا فلا .
اولياى دين ما عليهم السلام در مقام احتجاج و استدلال به طريق فكر و نظر اقدام مى فرمودند چنان كه احتجاج شيخ اجل طبرسى قدس سره در اين مطلب سند زنده است ، بلكه خود قرآن مجيد حجتى گويا در اين باره است كما لا يخفى على اهله ، و در مقام مشاهده و عيان « لم اعبد ربالم اره » و « الغيرك من الظهور ما ليس لك حتى يكون هو المظهر لك » ؟ مى فرمودند و آيات قرآنى در امضاى اين قسمت نيز بسيار است و اين امر بين الامرين است .
عجيب اين كه ملاى رومى به صورت شكل اول قياس كه خود
رساله علامه بزرگوار محمد دهدار در قضا و قدر (فارسى) (تعليقات حسن حسن زاده آملى) — صفحة 67
مساهمون: محمد دهدار
ص٦٧