مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ
« 1 » با آن كه قول را اضافه فرموده وجودش را به جانب قدس خود حواله داد .
و از جمله احاديث همين دعا كافى است كه نزد خروج از خلا بايد خواند كه الحمدلله الذى اذهب عنى الاذى و عافانى .
در آيه اشارت فرمود كه بايد بين وجود و نسبت و ايجاد و انتساب فرق گذاشت كه قول اگر چه اضافه به « كم » شده است و نسبت به آن داده شد ولى به حسب وجود و ايجاد مخلوق فاعل وجود است كه « الا يعلم من خلق » اى من خلق قولكم .
اما در فقره دعا با اين كه به ظاهر قوه دافعه كه از عمال و شئون نفس ناطقه است سبب دفع پليدى است و آن را دفع مىكند ، دستورالعمل امام عليه السلام اين است كه « الحمدلله الذى اذهب عنى الاذى و عافانى » . و اين مقام فناى در توحيد است لا إله الا الله وحده وحده وحده كه تكرار ايماء به توحيد ذاتى و صفاتى و افعالى است نه مجرد تأكيد لفظى .
اين سببها بر نظرها پرده هاست
كه نه هر ديدار صنعش را سزا است
ديده اى بايد سبب سوراخ كن
تا حجب را بر كند از بيخ و بن
تا مسبب بيند اندر لا مكان
هرزه بيند جهد و اسباب دكان
هامش
( 1 ) سوره ملك ، آيه 14 و 15 .