داند اين را هر كه زين ره آگه است * كاين وجود همنشين سد راه است
گوى دولت آن سعادتمند برد * كو به پاى دلبر خود جان سپرد
گر همى خواهى حيات و عيش خوش * گاو نفس خويش را اوّل بكش
در جوانى كن نثار دوست جان * رو عوان بين ذلك را بخوان
پير چون گشتى گران جانى مكن * گوسفند پير قربانى مكن « 1 »
و مىدانيد كه بهشتىها جوانند و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم در اين باره اشارتى فرموده است كه الحسن و الحسين سيّدا شباب اهل الجنّة .
فخر الدّين على صفى در لطائف الطوائف آورده است كه : مروى است صفيّه بنت عبد المطلب كه عمّه آن حضرتست ( يعنى حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم ) روزى نزد حضرت آمد در حالى كه پير شده بود گفت : يا رسول اللّه دعا كن تا من به بهشت روم . حضرت بر سبيل طيبت فرمود كه زنان پير به بهشت نخواهند رفت . صفيّه از مجلس حضرت برگشت و مىگريست . حضرت تبسّم فرمود و گفت : او را خبر دهيد كه اوّل پيرزنان جوان شوند آنگاه به بهشت روند و اين آيت بخواند :
إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً
. « 2 » يعنى بدرستى كه ما بيافريديم زنان را در دنيا آفريدنى پس خواهيم گردانيد ايشان را دختران بكر دوشيزه در آخرت كه ايشان را به بهشت در آريم .
عارف بزرگوار جامى اين واقعه را در عقد سى و دوم سبحة الابرار نيكو به نظم درآورده است :
كرد آن زال كهن سال سؤال * از نبى كاى شه فرخنده خصال
هامش
( 1 ) . نان و حلواى شيخ بهائى .
( 2 ) . واقعه / 36 و 37 .