تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو رساله مثل و مثال (فارسى) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
فصل اوّل آن را در اين باب عنوان كرده است و گفته است : « بدان كه كاتب بايد از صفات ذميمه احتراز نمايد زيرا كه صفات ذميمه در نفس علامت بىاعتدالى است ، و حاشا كه از نفس بىاعتدال كارى آيد كه در او اعتدال باشد - مصراع :
از كوزه همان برون تراود كه در اوست
- پس كاتب بايد كه از صفات ذميمه بكلّى منحرف گردد و كسب صفات حميده كند تا آثار انوار اين صفات مبارك از چهره شاهد خطّش سرزند و مرغوب طبع ارباب هوش افتد » . در راه كسب معارف هم منطق و برهان مىبايد و هم شهود و عرفان ؛ قوله سبحانه :
يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ
« 1 » آن كه عارف شبسترى فرمود :
هر آن كس را كه ايزد راه ننمود * ز استعمال منطق هيچ نگشود
چنان كه عارف رومى نيز فرمود :
پاى استدلاليان چوبين بود * پاى چوبين سخت بى تمكين بود
از وجهى بايد صحيح گفته باشند ؛ و آن كه فرمود : « نحن أبناء الدليل » نيز از وجهى صحيح است ، كيف كان برهان و عرفان توأمانند كه از يك پستان شير مىخورند ؛ اگر مقدّمات برهان صحيح باشد در رأى و حكم خود معصوم است و هر حكمى كه كرد حجّت ، مع ذلك كلّه حافظ گويد :
خرد هر چند نقد كائنات است * چه سنجد پيش عشق كيمياكار
و سعدى گويد :
دگر ز عقل حكايت بعاشقان منويس * كه حكم عقل بديوان عشق ممضى نيست
رسالهء ما به نام « قرآن و عرفان و برهان از هم جدايى ندارند » را كه مكرّر بطبع رسيده است در اين مقام أهميّت بسزا است .
هامش
( 1 ) . سورهء المجادله : آيه 12