مى آيند . و اجسام خفيف چون دود و بخار مثلا به سوى آسمان يعنى بالا مى روند . آيا زمين آنچه را كه از جنس خود او ثقيل است به سوى خود مى كشد ، و آنچه را كه خفيف است به سمت مقابلش دفع مىكند ؟ و يا اين كه چون زمين هر چه را كه ثقيل است به سوى خود مى كشد ، لازمه اين جاذبه اين است كه قهرا أشياء خفيفه بسوى بالا دفع شوند ؟ و يا جسم خاصى به نام آسمان و فلك و محدد الجهات هرچه را كه سبك است به سوى خود مى كشاند ، و هرچه را كه سنگين است بسوى مركزش كه مركز زمين و سفل مطلق است پرت مىكند ؟ هر يك از اين آراء ياد شده را قائلى است .
شيخ رئيس در فصل سيزدهم و چهاردهم مقالت سوم طبيعيات شفاء ( ط 1 چاپ سنگى ص 116 و 122 ) ، و نيز در آغاز نمط دوم اشارات قائل به فلك محدد الجهات شده است . بدين معنى كه محدد الجهات فلكى متوازى الثخن است كه محيط بر همه اجرام و افلاك است و مركز آن مركز زمين است كه سفل مطلق است . و اين محدد الجهات است كه اجسام خفيف را به سوى خود مى كشد ، و اجسام ثقيل را از خود دور مىكند كه بسوى مركزش دفع مى نمايد ، و حركت اولاى شبانه روزى از اوست .
و لكن اثبات محدد الجهات آنگاه درست آيد كه فرود آمدن اشياء سنگين را از فراز به نشيب به قوه جاذبه زمين اسناد ندهيم ، و حال اين كه ثابت بن قره از دانشمندان بزرگ پيشين ( متوفى 288 ه . ق ) قائل به جاذبه زمين بوده است . گويد :
اگر فرض كنيم زمين متلاشى و پراكنده شود و اجزاى آن را رها كنند همه ميل بسوى يكديگر مى كنند و هرجا به يكديگر رسيدند مى ايستند . اين نظر ثابت را متأله سبزوارى در شرح اسماء در بند ششم آن « يا من استقرت الأرضون باذنه » ( ص 53 ط 1 ناصرى ) نقل كرده است كه :
« و قال ثابت بن قرة سببه أى سبب الجذب طلب كل جزء موضعا يكون فيه قربه من جميع الأجزاء قربا متساويا إذ عنده ميل المدرة إلى السفل ليس لكونها طالبة للمركز بالذات بل لأن الجنسية منشأ الانضمام ، فقال : لو فرض أن الأرض تقطعت و تفرقت في
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 733
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٧٣٣