تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 687

مساهمون:

ص٦٨٧
متساوى قسمت كنند ، بعده طول و عرض مكه را شرفها الله تعالى با طول و عرض بلاد ملاحظه كنند اگر در عرض متحد باشند و طول مكه معظمه كمتر بود درين صورت سمت قبله نقطه مغرب باشد ، و اگر طول مكه زايد بود سمت قبله نقطه مشرق باشد . بسيار جاى شگفتى است كه از مانند چنان دانائى از درستى و نادرستى اين دستور حرفى به ميان نيامده است ، و آنچه كه در درس نود و يكم برشته نوشته در آمده است هر آينه دانش پژوه هشيار را بسند است و نياز بدرازى سخن نيست .

فائده :

در آخر درس 99 از حضرت ادريس ( ع ) يادى شده است ، آن حضرت كه ارميس و اخنوخ و هرمس است . در قرآن ك‌ريم هم به نام ادريس است و هم به نام الياس . پيش از غيبت ادريس نبى بود و اذكر في الكتاب ادريس انه كان صديقا نبيا ( مريم 58 ) ، و پس از غيبت الياس رسول و ان الياس لمن المرسلين ( الصافات 124 ) يعنى الياس همان ادريس است . به بيانى كه در رساله « نهج الولاية » تقرير و تحرير كرده ايم ( يازده رساله فارسى ص 237 240 ط 1 ) ، و از اين بحث شريف نتيجه گرفته ايم كه امر ادريس ( ع ) و حضرت بقية الله قائم آل محمد صلوات الله عليهم ، در عالم انسان كامل كه به فضل الهى صاحب اعدل امزجه است ، و مؤيد به روح القدس و جامع حقائق و رقائق اسماى حسناى الهى مى باشد به وفق موازين عقلى و علمى است ، و استبعاد و استيحاش در اين گونه مسائل نصيب عوام است كه از عالم انسانى بى خبرند ، خواه به علوم طبيعى و مادى و رسمى دستى داشته باشند و خواه نداشته باشند . و آن كه در آخر همان درس نقل كرده ايم كه ارميس در نزد يونانيان به معنى عطارد است ، خود نكته اى شريف را در بردارد كه با ادريس مناسب است زيرا كه در احكام نجوم عطارد كه فارسى آن تير است چنان كه در درس پنجم گفته آمد دبير فلك است . نظامى گنجوى در معراج خاتم صلى الله عليه و آله و سلم گويد :
عطارد لوح خود آورد پيشش
كه اينم هست كن نعلين خويشش
خواجه طوسى در فصل بيست و هشتم كتاب سى فصل كه در مدلولات
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 687 | حسن حسن زاده آملى