تحصيل طول و عرض بلاد و به خصوص تعيين طول ، براى پيشينيان سخت دشوار بود ، لذا تقريب و تخمين و گاهى خبط و اشتباه سنگين در ارقام جداول طول و عرض ديده مىشود چنان كه در درسهاى آينده روشن مى گردد . امروز كه آلات رسانه اى از قبيل بى سيم و تلگراف و مانند آنها اختراع شده است آن دشوارى به آسانى ، و آن تقريب به تحقيق مبدل شده است .
كسانى كه مثل علامه حلى در « تذكرة الفقهاء » عمل پيغمبر اكرم را در تعيين قبله مدينه اصل قرار داده اند ، و آن را قبله قطع دانسته اند ، و اجتهاد را در آن روا نداشته اند ، و اعتناى به جداول طول و عرض بلاد آن روز در اين موضوع به خصوص نكرده اند به حق سخن گفته اند و به صوب صواب رفته اند و كوتاهى سخن اين كه نظر نگارنده سطور درباره قبله مدينه رسول ( ص ) اين است كه در رساله اعتقادات گفته است :
« اعتقاد من اين است كه قبله مدينه بر جنوب افتاده است ، و آن معجزه فعلى باقى رسول خاتم صلى الله عليه و آله و سلم است ، چه اين كه با مكه مكرمه به تقريب كه تفاوت بين طولين ربع درجه و كمتر از آنست در سطح يك دائره نصف النهار واقع است ، لذا قبله مدينه قبله قطع است و اجتهاد در آن جائز نيست . و آن كه عالم جليل شاذان بن جبرئيل در رساله « ازاحة العلة في معرفة القبله » قبله مدينه را از جنوب به مشرق سى و هفت درجه و ده دقيقه ( 37 10 ) منحرف دانسته است ، و صاحب بحار و ديگران از وى پيروى كرده اند نادرست است » ،
تنبيه :
رصدى بزرگ جناب مولى غلامحسين جونپورى شيرازى صاحب زيج و جامع بهادرى ، رساله اى به نام « تحفة الأبرار » نوشته است كه در سنه 1250 ه . ق در زمان حيات وى در كلنگه كلكته هند بطبع رسيده است . اين رساله متضمن چهار فصل است در فصل دوم آن گويد :
« فصل دوم در دانستن سمت قبله در بلاد شمالى العرض ، بر كاغذى دائره كشند ، و دو قطر متقاطع به قوائم رسم كنند ، و بر اطراف اين دو قطر علامت نقاط اربع يعنى شمال و جنوب و مشرق و مغرب معين سازند ، و هر ربع محيط را بر نود جزء