تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨

پنجم :

نسبتى كه واقع است ميانه معدل النهار و [ دائره ] افق ، عموم و خصوص من وجه است ، زيرا كه آن عظيمه اى بود كه يك قطب او سمت الراس ، و ديگرى سمت قدم باشد ، و نوعى است بواسطه آنكه مختلف مى شوند باختلاف اشخاص و امكنه ، و منطبق مى شوند در وقتى كه عرض بلد نود درجه باشد .

ششم :

نسبتى كه واقع است ميانه معدل النهار و [ دائره ] نصف النهار ، او نيز تباين است زيرا كه نصف النهار آن عظيمه اى بود كه به دو قطب معدل النهار مى گذرد ، پس انطباق ايشان محال باشد ، و نوعى است زيرا كه مختلف مىشود باختلاف افق .

هفتم :

نسبتى كه واقع است ميانه معدل النهار و [ دائره ] مشرق و مغرب ، عموم و خصوص من وجه است ، و نوعى است زيرا كه مختلف مى شوند باختلاف افق ، و منطبق مى شوند در وقتى كه قطبين بر افق باشند .

هشتم :

نسبتى كه واقع است ميانه معدل النهار و [ دائره ] وسط السماء رؤيت ، تباين است زيرا كه وسط السماء رؤيت بر دو قطب فلك البروج گذرد ، و معدل النهار ممكن نيست كه بر قطب فلك البروج گذرد ، و نوعى است زيرا كه مختلف مىشود باختلاف افق .

نهم :

نسبتى كه واقع است ميانه معدل النهار و [ دائره ] ارتفاع ، عموم و خصوص من وجه است ، و نوعى است زيرا كه مختلف ميشوند باختلاف افق و منطبق ميشوند در وقتى كه قطبين معدل بر افق باشند ، و كواكبى كه ارتفاع او را گيرند بر نفس معدل باشد ، و دائره ارتفاع آن بود كه به دو قطب افق گذرد و نقطه مفروضه .

دهم :

نسبتى كه واقع است ميان منطقة البروج و [ دائره ] ماره به اقطاب اربعه ، و آن تباين است ، و شخصى است و محال است انطباق ايشان ، و ماره باقطاب اربعه آن عظيمه بود كه به چهار قطب معدل و فلك البروج گذرد .

يازدهم :

نسبتى كه واقع است ميانه منطقة البروج و [ دائره ] ميل ، او نيز تباين است ، زيرا كه ميل عظيمه اى بود كه به جزئى از فلك يا بمركز كوكبى و به دو قطب معدل النهار گذرد ، و انطباق او با منطقة البروج وقتى جائز است كه دورى