تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨

درس 49 : قبة الارض و دحول الارض

اين درس دنباله درس قبل است :

تبصره :

در تعدد ليالى قدر زمانى و توحد و جمعى ليلة القدر دهرى و سرمدى در كتاب انسان و قرآن ، تحقيق و تنقيب در حد كفايت كرده ايم كه نيازى به تكرار آن در اين كتاب نيست . ( ص 220 185 ط 1 ) ديگر از غرائب متفرع بر كرويت ارض اين كه هر گاه دو ظرف به يك اندازه ، يكى به مركز زمين نزديكتر باشد ، و ديگرى از آن دور تر ، مثلا يكى در قعر چاه و ديگرى در فوق مناره باشد ، آن كه به مركز نزديكتر است آب در او بيشتر مى گنجد نسبت به آنى كه دور تر است . و يا به تعبير ديگر يك ظرف كه بمركز نزديكتر باشد بيشتر آب مى گيرد ، هر گاه همان ظرف از مركز زمين دور تر باشد . سرش اين است كه هر مقدار آب مثلا در هر كجاى زمين واقف باشد ، سطح ظاهر آن قطعه اى از سطح كره اى است كه مركز آن مركز زمين است ، و سطح كره هر چند به مركز نزديكتر باشد انحداب آن بيشتر است و بر اثر ازدياد انحداب آب بيشتر را قبول مىكند ، چنان كه در صورت بعد از مركز انحداب آن كمتر است لاجرم آب كمتر را مى پذيرد . در بيان رياضى هندسى آن گوييم : نخست بايد به تعريف قطعه دائره و سهم و وتر وشكل هلالى ، آشنا بوده باشيم . اما تعريف وتر در درس دوم گفته آمده كه : هر خط مستقيم كه دائره را به دو پاره كند آن را وتر گويند كه وتر هر دو پاره قوس محيط است . و چون دائره به وتر به دو پاره شده است هر پاره را قطعه دائره گويند كه شكلى است كه از دو خط