تتمه :
جدول حروف جمل و برخى از مطالب را چنان كه اشارتى شده است از التفهيم بيرونى آورده ايم ، در پايان اين درس دانسته ايم كه عبارت بيرونى را براى آگاهى بيشتر و آشنائى بهتر به سبك سخنش و رسم الخط قدماء در پيرامون حروف جمل ، از كتاب ياد شده وى حكايت كنيم :
« شمارها به حرف تازى چگونه نويسند ؟ : اين مواضعتى است و اتفاق ميان گروهى . و بتوانستندى كردن كه بر حروف معجم كردندى آنك ا ، ب ، ت ، ث ، است كه عدد او نه آحاد را و نه عشرات را و نه صد و يكى هزار بايشان بسنده باشد ازيراك بيست و هشت است . و لكن اين مردمان ترتيب عدد به حروف جمل كردند ، ازيراك اين ترتيب آشكاره تر بود ميان اهل كتاب پيش از عرب ، و از اين است : ابجد هوز ( الخ ) ، و حصت هر يكى از اين حروفها از شمار بدين جدول در است : ( جدول ياد شده و رسم شده ) .
هيچ خلاف كردند اندر آن ؟ غرض اندر اين حرفها اختصار است و سبكى نبشتن عددها اندر جداول شمار نجوم . و به ميان منجمان هيچ خلاف نيست اندر آن . و لكن گروهى خلاف كردند . از جمله آن مردمان كه نه از اين صناعت بودند و سعفص را صعفض نهادند ، و قرشت را قرست ، و مانند اين از جهت حديثهاى لغت يا مذهبها كردند . و آن چون لغو و هوس بود ، و گرنه آنستى كه آن مردمان كه اين به كار دارند اتفاق بر اين كردند خلاف آن مخالفان روا داشتيمى و لكن از عادت بيرون آمدن ناپسنده بود .
چگونه تركيب بايد كردن ؟ اگر عدد از مرتبه هاى بسيار بود چون آحاد و عشرات و مئين ، نخست بزرگتر بايد نبشتن چون صدگان كه نخست بايد نبشتن ، آنگاه دهگان ، آنگاه يگان . و نموده آن صد و پانزده چنين قيه بايد نبشتن ، و زبر خطى بايد كشيدن تا او را از ميان سخنان پديد آرد و دلالت كند كه شمار است نه سخن . و اگر عدد صد و پنج باشد چنين قه بايد نبشتن . و اگر چهل و دو باشد چنين مب بايد نبشتن . و اگر هزار دو بود غب بايد نبشتن . و اگر دو هزار باشد بغ بايد نبشتن ، زيرا كه چون خرد بر بزرگ مقدم شود او را از غب جدا كند و دليل باشد كه