تو با هوش و رأى از نكو محضران چون * همى برنگيرى نكو محضرى را
اگر تو ز آموختن سرنتابى * بجويد سر تو همى سرورى را
درخت تو گر بار دانش بگيرد * به زير آورى چرخ نيلوفرى را
غرض اين كه در نظام هستى كه به دقّت بنگريم مىبينيم كه پيدايش هر چيز در هر حال به طور حتم و وجوب است و بودن آن در گشتن كارخانهء عظيم وجود و اداره شدن آن ضرورى و لازم است و هيچ دستى نمىتواند آن را بردارد ، و هيچ هوش و بينش و خرد و دانش آن را زشت و ناپسند نمىيابد و بد گفتن و بد ديدن از دهنها و از ديدههايى است كه به قول ناصر خسرو از نكو محضران نكو محضرى نگرفتهاند .
درس پانزدهم
اجازه بفرماييد كه باز در دنبالهء موضوع درس چهاردهم سخن به ميان آيد :
ابن سينا در طبيعيات شفا آورده است كه آب دهان انسان اگر در دهان مار ريخته شود مار را مىكشد به خصوص اگر آب دهان روزهدار باشد . « 1 »
در اين گفتار تأمل بفرماييد تا مقصود از خير يا شرّ بودن موجودى دانسته شود .
تصديق داريد كه آب دهان انسان شيرين است ، و اگر اين آب شيرين از چشمهء كوثر دهان نجوشد بدن انسان مىميرد . پس زنده بودن بدن به آب شيرين دهان وابسته است و به تعبير كوتاه آب دهان آب حيات بدن است .
آيا آب دهان براى انسان بد است و وجود او براى انسان شرّ است يا خير محض است ، چه مىفرماييد ؟ بديهى است كه همگى باور داريد خير صرف است . ولى همين آب شيرين دهان انسان كه مايه حيات اوست زهر قاتل مار است ، آيا نه چنين است ؟
حالا ببينيم زهر مار براى مار چگونه است ؟ بايد گفت همانطورى كه آب دهان انسان مايه حيات انسان است ، آب دهان مار براى مار نيز شيرين و مايه حيات اوست ،
هامش
( 1 ) . شفا ( چاپ سنگى ) ، ج 1 ، ص 417 .