تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
و در اين صورت كه نفس علم منشأ است ، يا علم به فعل ، زائد بر ذات فاعل است ، آن را « فاعل بالعنايه » گويند ، و يا علم به فعل ، زائد بر ذات فاعل نيست ، بلكه عين علم فاعل به ذاتش همان عين ذات اوست و آن علم اجمالى به فعل در عين كشف تفصيلى است ، آن را « فاعل بالتجلى » و نيز « فاعل بالعنايه به معنى اعم » گويند . اين ترتيب در بيان وجه ضبط اقسام فاعل را از شرح منظومهء مرحوم حاجى « 1 » و از تعليقهء وى بر اسفار « 2 » آورده‌ايم . در نظم آن فرموده است :
بالطبع أو بالقسر أو بالقصد أو * بالجبر بالتسخير فارع مارعوا أو بالتجلّى ثم بالعناية * أو بالرضا فادروا أولى الدراية
ما را در تعليقات بر منظومه و اسفار برخى از مباحث در پيرامون اقسام فاعل است كه اعراض از تعرض بدانها را أولى ديده‌ايم تا بحث به درازا نكشد . حكيم سبزوارى در وجه ضبط ، بعضى از اقسام فاعل را نياورده است كه در بعد خواهيم گفت و توضيحا گوييم : فاعل بالطبع آن است كه فعل از فاعل بدون شعور و اختيار او سر زند ؛ يعنى ، فاعل ، مدرك ذات و فعلش نيست ، ولى فعل ، مناسب و ملايم با طبع و ذات فاعل است مانند فرود آمدن سنگ از بلندى به پستى ، و سوزاندن آتش . فاعل بالقسر آن است كه فعل بدون شعور و اختيار از فاعل سر زند و چون فاعل بالطبع مدرك ذات و فعل خود نيست ، ولى فعل بر خلاف مقتضاى طبيعت و ذات فاعل از فاعل سر زند ، چون حركت سنگ كه به بالا پرتاب شده است . پس اين دو قسم فاعل در نداشتن اختيار و شعور و ادراك به ذات و فعل خود مشابهند ، و در مناسب بودن فعل با طبع فاعل و عدم مناسب بودن آن از يكديگر متمايزند ، كه مناسب ، فاعل بالطبع است و غير مناسب ، فاعل بالقسر .
هامش
( 1 ) . ص 113 ، ط اعلى . ( 2 ) . ج 2 ، ص 222 ، ط 2 .