چه ابن آوى « 1 » و ثعلب شغال و روبه دان
سمك دگر « 2 » سرطان است ماهى و خرچنگ
جديد و غض و قشيب و بديع تازه و نو * شريجة همچو حنية كمال مقاتلة جنگ
چه طابه طيبة يثرب « 3 » مدينه ام قرى * چو بكة مكه شناس و صفا و مروة « 4 » دو سنگ
فراش « 5 » دان تو بساط و فراش پروانه
ابل شتر مغناطيس هست نوعى سنگ « 6 »
القطعة الثامنة فى بحر المتقارب المثمن السالم
زشرم رخت لاله را داغ بر دل
زرشك قدت سرو را پاى در گل
فعولن فعولن فعولن فعول * تقارب از اين بحر گرديد حاصل
تراب و رغام و ثرى و خاك و طين گل * وطن جايگه كرم رز « 7 » ربع منزل « 8 »
ده اسبند در تاختن هر يكى را * به ترتيب نامى است روشن نه مشكل « 9 »
هامش
( 1 ) صحيح آن بفتح واو و الف مقصوره است و ليكن براى درست شدن شعر بكسر واو و بيا بايد خواند و او حيوانى است بيابانى برزخ ما بين گرگ و روباه همچو استر كه برزخ بين اسب و خر است شغال بفتح شين فارسى آنست روبه مخفف روباه واو حيوانيست معروف و بحيله گرى مشهور
( 2 ) مخفف ديگر
( 3 ) يعنى هر سه بمعنى مدينه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و على آله است
( 4 ) دو كوهى كه در مكه معظمه واقع است و حاجيان بين آن دو سعى كنند
( 5 ) گستردنى ترجمه آن به بساط بنا بر شهرت است چه آن نيز عربيست
( 6 ) سنگ آهن ربا
( 7 ) درخت انگور كه آن را تاك و مو نيز گويند
( 8 ) خانه و سراى منزل عربيست بنا بر شهرت تفسير شده
( 9 ) در اسب دوانى مسابقه مينهادند آن اسبى كه پيشتر از همه به مقصد و هدف ميرسيد او را مجلى نام نهادند و دوميرا مصلى به همان ترتيبى كه در شعر تالى تا آخر گفته و آنها را اسبهاى رهان گويند چه رهان بمعنى گر و نهادن است دوجه آن با مسابقه معلوم است و نام نهادن آنها را به اين اسمها وجه و مناسبتى با اصل لغت و مصدر آنها دارد .