مىشود ، و از اين معنى تعبير مى كنند به اينكه حق تعالى بسيط الحقيقه است و بسيط الحقيقة كل الاشياء است ، مرحوم حاجى فرمايد :
فذاته عقل بسيط جامع
لكل معقول و الأمر تابع
ط و
ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْباطِلُ
. اهل تحتقيق و اهل نظر اتفاق دارند كه ما سوى الله باطل اند والله تعالى حق محض و مطلق است و فريقين به اين كريمه تبرك جسته اند و به قول لبيد تمسك ، ولى تفاوت رأيين به قدر فرق موضوعين و نظر در ما سوى الله است . فارابى در مدينه فاضله حق را مساوق وجود گفته است اين سخن به منظر افق اعلاى اهل تحقيق تمام است كه حق و وجود مساوق هم اند جز اينكه معنى و مراد از حق بايد محقق شود كه فارابى از حق طرف سلسله ممكنات كه ما سوى اند چه اراده كرده است .
بيان اهل نظر و اهل تحقيق در اينكه حق تعالى انيت محض است
در جوامع روائى ما از لسان صدق و سائط فيض الهى نفى ماهيت از حق تعالى شده است گاهى به لفظ ماهيت و گاهى به لفظ مائيت و هر دو به يك معنى مشتق از ما هو هستند و در كتب قدماء