تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انه الحق (فارسى) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
أَنَّهُ الْحَقُّ
است . حق و ميزان چون يوسف و حسن ازل در نزد واقفان حروف ، دو جسم يك روح اند كه افتراقشان را نشايد هر نيكبختى كه به لب آن رسيد و مغزاى آن را چشيد و معنى آيت را به درستى فهميد كه چشم حق بينش به ديدار فروغ طلعت دل آراى حتى يتبين لهم انه الحق از آيات آفاق و انفس روشن شد ، مى يابد كه چون او حق است همه آثار صنع او حق است ، زمين و آسمان حق است ، ماه و خورشيد و ستارگان حق است ، از ذره تا كهكشانها حق است ، نظام هستى حق است ، دولت او دولت حق است ، و رسول او حق است ، و كتاب او حق است ، بعث و نشور حق است ، صراط و ميزان حق است ، و آنچه را كه حق فرمود حق است حق است كه سالك در اين مقام به اعتبارى ، سفرى من الحق الى الخلق بالحق مىكند ، چنان كه از آيات آفاق و انفس سفرى من الخلق الى الحق كرده است . در كتب اساطين حكمت و ارباب معرفت از قديم الدهر بحث از حق و معانى آن دائر بود كه الحكمه معرفه الوجود الحق ، والوجود الحق هو واجب الوجود بذاته : ارسطو در چندين جاى ما بعد الطبيعه از حق و معانى آن بحث كرد . فارابى در اغراض ما بعد الطبيعه « 1 » و در رساله تعليقات « 2 » از ارسطو سخن از حق نقل كرده است . يعقوب بن اسحاق كندى معروف به فيلسوف عرب نيز از
هامش
( 1 ) ص 18 ط حيدر آباد . ( 2 ) ص 6 و 9 حيدر آباد .