عظيم الشأن الميزان ، در تفسير سورهء مائده ، در معنى ادب و ادب انبياء مع اللّه مستوفى بحث فرموده است كه ما را از ورود در بحث آن بىنياز گردانيده است .
خداوند سبحان توفيق محاسبهء نفس و مراقبهء نفس ، كه كشيك كشيدن نفس است ، و ادب مع اللّه و حضور عند اللّه را مرحمت بفرمايد .
آدابى كه شارع تعالى در كينونت هيئات مصلّى ، در حالات قرائت و قنوت و قيام و قعود و ركوع و سجود و تشهد و درود ، دستور داده است نيكوترين هيئات ادب عبد عابد در پيشگاه مولاى معبود است . بلكه مطلقا آداب هيئاتى كه براى انسان مراقب فرموده است چنين است . و همچنين است آداب مصاحبت و معاشرت و محاورت با خلق خداى - سبحانه - كه حضور و مراقبت عند اللّه ايجاب مىكند مراعات ادب را در هر حال و در هر جا و با هر كس . و بحث توقيف بودن اطلاق اسماء بر بارى تعالى در اصطلاح متشرعه ، از محدّثين و متكلمين ، از همين مراعات ادب مع اللّه پيش آمده است ؛ و ما را ؛ در توقيفيت اسماء ، رسالهاى جداگانه است . و انسان آنگاه به حقيقت عبد اللّه است كه عند اللّه است ؛ و آنگاه بحقيقت انسان است كه انس او بخداى سبحان است . و چون بدين موهبت عظمى نايل آمد ، خلق را مظاهر اسماء و صفات او مىيابد ، و حقيقت توحيد ذاتى و صفاتى و افعالى در رواق ديدهء يكتابينش به منصّة ظهور و شهود مىرسد . تا يار كه را خواهد و ميلش به كه باشد . دفتر دل چه مىگويد :
به بسم اللّه الرحمن الرحيمست * كه عقل اندر صراط مستقيمست
نزاعى در ميان نفس و عقلست * كه مىدانى و چه حاجت به نقلست
ترا اعدى عدو نفس پليدست * جهنم هست و در هل من مزيدست
صراط عقل بسم اللّه باشد * كه انسان را همين يك راه باشد
دگر راهى كه پيش آيد بناگاه * نباشد غير راه نفس گمراه
اگر اندر دلت ريب و شكى نيست * صراط مستقيم بيش از يكى نيست
ابد در پيش دارى اى برادر * ادب را كن شعار خود سراسر
در اول ار حدوث ما زمانيست * دگر ما را بقاى جاودانيست