مطالبى مفيد عنوان كرده است ؛ به آن رجوع شود . « 1 »
شيخ بزرگوار ابن سينا ، در تصلّب به عقيدهاش ، مكرّر در كتبش فرموده است : ان من تعود ان يصدق من غير دليل فقد انسلخ عن الفطرة الانسانية . يعنى هر كس عادت كرده است بدون دليل تصديق كند ، از فطرت انسانى به در شده است .
شرح حال شيخ قدّس سرّه بخصوص برخى از اشعارش ، حاكى است كه مورد طعن و ايذاء و جرح لسان امثال گروه ياد شده قرار گرفته است ؛ چنان كه ابن ابى اصيبعة در كتاب عيون الانباء فى طبقات الاطباء . « 2 » اين ابيات را از شيخ نقل كرده است :
عجبا لقوم يحسدون فضائلى * ما بين غيّابى الى عذّالى
عتبوا على فضلى و ذمّوا حكمتى * و استوحشوا من نقصهم و كمالى
انّى و كيدهم و ما عتبوا به * كالطود يحقر نطحة الأوعال
و اذا الفتى عرف الرشاد لنفسه * هانت عليه ملامة الجهال
ترجمه : عجب از گروهى كه بدخواه فضايل مناند ، مرا عيب و نكوهش مىكنند .
بر فضل من خشم مىگيرند و حكمت مرا مذمت مىكنند ، از نقص خود در وحشتاند و از كمال من .
همانا كه مثل من در برابر بدسگالى و خشم آنان مثل آن كوه بزرگى است كه شاخ زدن بزهاى كوهى را به خود ناچيز مىشمارد .
هرگاه جوانمرد نيكوخوى رشاد خويش را شناخت ، سرزنش نادان بر وى سبك مىشود .
هامش
( 1 ) - شرح اسماء بند 42 يا من فى الميزان قضائه ، ص 157 ، ط 1 .
( 2 ) - ج 2 ، ص 22 ، ط بيروت .