تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
مطرود است . مثلا تفوّه شود كه در عهد اردشير چنين آمد و بزرگمهر چنين گفت و در عهد فلان و به همان چنان است و برخى از عبارات آنها با فلان عبارت عهد مالك مشابهت دارد و شايد عهد مالك منحول به امير عليه السّلام باشد . هرچند در چنين عهدهاى فرماندهان امكان مشابهت با برخى از دستورها مىرود ، ولى موجب نمىشود كه عهد مالك از منشئات امير عليه السّلام نباشد . ما به اهميت عهد اردشير و كلمات بزرگمهر و ديگر انديشمندان پيشين اعتراف داريم ، ولى طعم گفتار على عليه السّلام ديگر است و سبك كلام وى ديگر .
اگرچه حسن فروشان به جلوه آمدند * كسى به حسن و ملاحت به يار ما نرسد
در دعائم الاسلام عهد مذكور اعنى عهد اشتر را از نبى روايت كرده است ( هذا العهد مروى عن النبى صلّى اللّه عليه و إله و سلم ) . امّا وصيت نامبرده ، آن را سيد رضى در قسم دوم نهج آورده است : و من كتاب له عليه السّلام للحسن بن على ، و همچنين ابن شعبه در تحف العقول . و لكن كلينى در باب نوزدهم نكاح كافى قسمتى از آخر آن را به دو روايت نقل كرده است و در روايت دوم تصريح فرمود كه : كتب بهذه الرسالة امير المؤمنين صلوات اللّه عليه الى ابنه محمّد » و إسنادش با إسناد شيخ در فهرست منتهى مىشود به « جعفر ابن محمّد الحسينى عن على بن عبدك الصّوفى عن الحسن بن طريف عن الحسين بن علوان عن سعد بن طريف عن الاصبغ بن نباتة عن امير المؤمنين عليه السّلام كه هر دو يكى است . به جلد هفدهم بحار ، ص 56 ، طبع كمپانى نيز رجوع شود » .

اسماعيل بن مهران از اصحاب امام رضا عليه السّلام و راوى او و جامع خطب حضرت امير عليه السّلام