الهى شاه به خيال شاد است و حسن بعقل .
الهى تا به حال ميگفتم
لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ
الآن مىبينم مرا هم لا تأخذنى سنة و لا نوم .
الهى وقتى حسن چشم باز كرد كه دست و پا بسته است .
الهى شكرت كه دوستانم عاقلند و دشمنانم احمق .
الهى شكرت كه به حسن دختر دادى و پسر دادى و از هر يك چيزها به وى خبر دادى .
الهى تا به حال مىپنداشتم معرفت نفس مرقاة معرفت تو است شكرت كه مرقاة را اسقاط كردى و بسرّ اشارت نبى و وصى من عرف نفسه فقد عرفه ربه ، اعلمكم بنفسه اعلمكم بربه آشنا فرمودى .
الهى شكرت كه به هر سو رو ميكنم كريمه
فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
برايم تجلى مىكند .
الهى شكرت كه دنيايم آخرتم شد .
الهى شكرت كه از ظرف لغو زمانم بدر بردى و در ظرف فوق آن مستقرم كردى .