خانه سرّم دست نيابند ، و آشكارا لبخند دارم تا نابخردان ديوانهام نخوانند .
الهى تا به حال ميگفتم گذشتهها گذشت اكنون مىبينم كه گذشتههايم نگذشت بلكه همه در من جمع است آه آه از يوم جمع .
الهى در فكر فهميدن حروف مقطعه كتابت بدينجا رسيدم كه تمام كلماتت حروف مقطعهاند خنك آنكه اهل قرآن است .
الهى اين روزگار طوفانىتر از طوفان نوح است و قرآن كشتى نجات خوشا به حال اصحاب السفينه .
الهى گاهى در انواع مخلوقات گوناگون تو ماتم و گاهى در افراد لونالون آنها و بيش از همه در اطوار جورواجور خودم رب زدنى فيك تحيّرا .
الهى بدا بحالم اگر مرگم به حتف انف باشد و بس يا حى و يا محيى جز تو كه حيوة دهد ؟
الهى تاكنون باميدوارى سر به بالا مىداشتم و
الهى نامه (فارسى) — صفحة 64
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٦٤