خدا خدا مىكردم ، اكنون بشرمسارى سر به زير افكندم كه چرا چون و چرا مىكردم .
الهى اعيانتر از من كيست كه با تو همنشينم .
الهى خوشا به حال كسانى كه لذات جسمانىشان عقلانى شد .
الهى از تو شرمندهام كه بندگى نكردم و از خودم شرمندهام كه زندگى نكردم و از مردم شرمندهام كه اثر وجوديم براى ايشان چه بود .
الهى گويندهاى گفت كل من فى الوجود يطلب صيدا انما الاختلاف فى الشبكات تو خود گواهى كه بدترين شبكه شبكه صيد من است از شر آن به تو پناه مىبرم كه جز تو پناهى نيست .
الهى توفيقم ده كه يك بار استغفر الله و اتوب اليه بگويم كه هنوز از گفتن آن شرم دارم .
الهى تاكنون خودم را بر منبر گوينده مىپنداشتم و حضار را مستمع ولى اكنون مىبينم كه گوينده تويى و من و مستمع هر دو مستمعيم .
الهى نامه (فارسى) — صفحة 65
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٦٥