الهى تو را دارم چه كم دارم پس چه غم دارم .
الهى هركه را مىبينم با خودند مرا با خودت دار .
الهى هر كه را مىبينم در تسخير و تصرف ملك مىگويد و مىكوشد حسن را سير در ملكوت ده و انس با جبروت و به زبان آنان گويا كن و در حضور مالك ملك و ملكوت و جبروت بدار .
الهى از سجده كردن شرمسارم و سر از سجده برداشتن شرمسارتر .
الهى يا لا إله الا انت اجازه خواهم كه هوهو گويم و انت انت .
الهى اين كمترين را با قليل بدار .
الهى در شگفتم از آنكه كوه را مىشكافد تا بمعدن جواهر دست يابد و خويش را نميكاود تا بمخزن حقائق برسد .
الهى هر نقمت و زحمت بر حسن آيد نعمت و رحمت است و همه تلخيها در كامش
الهى نامه (فارسى) — صفحة 47
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٤٧