پيش ، توفيقم ده تا هماكنون قابل ارشاد شوم كه گفتار از دهن بىكردار نمودارى ندارد .
الهى مرا بنعمت لقايت متنعم فرمودهاى چگونه شكر آن بگذارم .
الهى شكرت كه به جنّت لقايت درآمدم .
الهى از اربعين كليميم به روى اربعين و كليم ( ع ) و كريمه و واعدنا موسى شرمندهام كه حق هيچيك را بجاى نياوردهام .
الهى كجا سرّ دوست از دوست مستور است چگونه حسن دعوى دوستى كند كه مهجور است .
الهى يك عمر امروز را بفردا بردم توفيقم ده كه حال فردا را بامروز آورم .
الهى ثمره درس و بحث و فكر و ذكرم اين شد كه جهانرا جهانبانى است و جان را جانانى .
الهى قربان لب و دهانم بروم كه بذكر تو گويايند .
الهى تاكنون از اين و آن بسويت راه مىيافتم و اينك از تو به اين و آن آشنا ميشوم .
الهى نامه (فارسى) — صفحة 45
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٤٥