و نه در طرف مدرك بلكه به معانى جزئيّه هم قائل نيست كه عالم صورت را منحصر مىداند به همين عالم دنيوى و همچنين معانى جزئيّه را ، و بعد از اين عالم نيست مگر عالم عقول و معقولات ، پس بايد اين محقّقين از اهل معرفت را - شكر اللّه مساعيهم - بگوئى : « ورنه نكند روح عزيزان بحلت » .
« ليك نبود فعل همرنگ جزا » . ليكن مناسبتى مثل مناسبت معنى با صورت و روح با جسد هست ، مثل آنكه چون حرص بر روح آدمى غلبه كند و ملكه شود ، شبيه مىشود آن روح به روح نمل ، و صور برزخيّهء نمال مناسب و اظلال آن ملكهء حرصيّه شوند .
و چون انواع اذيّت غلبه كند و ملكه شود شبيه شوند آن ارواح به ارواح حيّه و عقرب و زنبور ، و اجساد مناسبهء آن ارواح ، اظلال آن ملكات شوند .
و چون تكبّر با سبعيّت غلبه و ملكه شود صور شير و پلنگ ، و در حيله روباه ، و در سرقت فاره ، و در غضب سگ ، پس آن ملكات مانند روحاند و اين اظلال مانند اجساد ، و روح الأرواح نفس آدمى است . و در طرف لطف بر روح اگر غلبه كرد علم و معرفت و تقوا و ملكات علوم و اعمال صالحه پيدا شد مناسب مىشود با ارواح قدسيّهء ملكيّه و با رقائق مناسبهء صبيحهء مليحهء آن حقائق . و اظلال آن ملكات ، صور حور و غلمان و باغ و بستان بلكه مالا عين رأت - اه مىشوند . و نسبت آن صور در هردو طرف كه لطف و قهر باشد به اعمال و ملكات ، نسبت تعبيرات است به رؤيا ، مثل سنين رخاء و بقرات سمان ، و سنين قحط و بقرات عجاف . پس هرچه درين منام دنيوى مىكنى و مىبينى در آخرت به تعبيرش مىرسى . شيخ عطّار گويد :
باش تا از خواب بيدارت كنند * در نهاد خود گرفتارت كنند
امروز خوردن مال يتيم است بر غير نهج عدل ، فردا نار خوردن است .
إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً
« 1 » .
« اين جوهر است و پايدار » ، خاصّه مزد اخروى كه قائماند به قيام روح و روح
هامش
( 1 ) - سورهء نساء 4 - آيهء 10 .