تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
پس هو الطالب لذاته اذا لعالى لايلتفت الى السافل الابالعرض . اين نام شريف طالب همه دم همه را بسوى خود طلب مىكند ، تا اين عارف اين نداى ال‌هى را كدام نيكبختى لبيك بگويد . عارف رومى در دفتر اول مثنوى گويد :
بانك ميايد كه ابى طالب بيا
جود محتاج گدايان چون گدا
جود محتاج است و خواهد طالبى
همچنانكه توبه خواهد طالبى
روى خوبان ز آينه زيبا شود
روى احسان از گدا پيدا شود
چون گدا آيينه جود است هان
دم بود بر روى آيينه زيان
پس از اين فرمود حق در والضحى
بانگ كم زن اى محمد بر گدا
آن يكى جودش گدا آرد پديد
وين دگر بخشد گدايان را مزيد
پس گدايان آينه جود حقند
وانكه با حقند جود مطلقند
وانكه جز اين دو است او خود مرده است
او بر اين در نيست نقش پرده است
اين طالبى است كه مطلوب همه است ، و همه طرا و كلا بسوى او رهسپارند ، و طوعا و حبا او را ميجويند ، و بجانب كويش شتابان در
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى) — صفحة 576 | حسن حسن زاده آملى