تحقيق مستفاد است كه نهايت كمال هر صفتى بدان تواند بود كه از عروض مخالف زوال نيابد و فتور نپذيرد بلكه با مقابل خود در سالك التيام انتظام يافته از آن جمعيت قوت گيرد لهذا در آيات قرآنى و روايات سفراى روحانى در عقود فرائد اسماء و صفات الهى معانى متقابله بسيار واقع شده است مثل هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن و هو بكل شى عليم ، و مثل لطيف و قهار ، و نافع و ضار ، و قابض و باسط ، و خافض و رافع ، و هادى و مضل ، و معز و مذل .
شيخ عارف محيى الدين عربى در فص ادريسى فصوص الحكم گويد : قال الخراز رحمه الله و هو وجه من وجوه الحق ، و لسان من السنته ، و ينطق عن نفسه : بأن الله لايعرف الا بجمعه بين الاضداد فى الحكم عليها بها و هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن فهو عين ما ظهر فى حال بطونه ، و هو عين ما بطن فى حال ظهوره الخ ( ص 159 شرح قيصرى ط 1 ) .
خاتمه : در اين خاتمه نقل چند نكته اى از دفتر نكاتم را به لحاظ مطالب و مسائل كتاب ، در اين مقام مناسب مى بينم ، تا آن نيكبختى توفيق الهى دستگيرش ، و فروغ هدايت چراغ فراراهش شده است ، تواند از مغزاى آنها برخوردار شود ، ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء و الله ذو الفضل العظيم .
نكته : رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم درباره حقيقت خود تعبير فرمود اول ما خلق نورى و درباره مرتبه نازله آن كه خلق است فرمود انا بشر مثلكم ، ببين در اينجا گويد انا بشر و در آنجا گويد نورى ، و بشر از بشره بمعنى ظاهر است فافهم .
نكته : زندگى يك شخص انسان يك حيات ممتد است كه بعضى از مراحل آن با ماده سرو كار دارد ، و برخى با غير ماده در اين نكته بسيار دقت كن تا بدانى كه در همه عوالم تويى .
نكته : آنچه را مدارك و مشاعرت در مى يابند در واقع مدرك حقيقى حقيقت تواست كه آن نفس ناطقه تست يعنى زبان چشنده نيست
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى) — صفحة 579
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٥٧٩