ظهور جلائى و استجلائى
بيان : اين فص و دو فص بعد آن در بيان فص دوازدهم و چند فص بعد از آن است . در اين فص ظهور حق جل و على را بحسب ذات كه از آن بظهور جلائى در منطق اهل عرفان تعبير مىشود و پس از آن ظهور آن را بتجلى وجودى در مظاهر متفرقه كه اسماء الهيه نورانية و حقائق كونيه ظليه اند كه از اين بظهور استجلائى در لسان عارفين تعبير مىشود بيان كرده است كه اولى را بظهور ذات و دومى را بظهور آيات تعبير كرده است . در مقام ذات نه كثرتى است و نه اختلاط با اشياء و هيچ غواشى و حجب آن را نبود و در كمال عز خود و وحدت حقه حقيقيه خود منفرد است و او است كه هر چه هست ذات او و شئون ذاتيه او است . و از اين سوى كه مظاهر و آثار گوناگون مشاهده مىشود كهكل يوم هو فى شأن كثرت نمودار مىشود و اين كثرات كه آياتند و تجليات فعلى ذاتند از ذات پديد آمدند أما نه اينكه ذات را حيثيات و جهات متعدده باشد تعالى الله عن ذلك علوا كبيرا بلكه اين همه كثرات از يك ذات واحد بوحدت حقه حقيقيه صادر شده است بدان وجهى كه راسخون در علم ميدانند .
و آنكه فارابى گفت فتظهر مرة أخرى لكل شى بكل شى به اين معنى است كه آن ظهور مر هر چيز همه آن چيز را فرا گرفت كه كل شى نيست مگر ظهور نور وجود كه نور وجود است و بس چنان كه در حرز امام نهم حضرت جواد الائمة عليهم السلام است : اسألك يا نور النهار و يا نور الليل و يا نور السماء والارض و نور النور و نورا يضيى به كل نور . . . تا اينكه فرمود : و ملا كل شى نورك كه نور او همه چيز را پر كرده است به اين معنى كه هر چيزى پر از نور وجود است .
در اين باره به رساله لقاء الله اين عبد عارفان معارف سبحانيه و بنده سالكان مسالك ربانيه كه در جلد پنجم تكمله منهاج البراعة مندرج است رجوع شود ( ص 224 ) .