چند تذكر : 24 1 رفتن به حج نبايد باعث شود كه انسان كار واجبى را كه اهميّت آن از حج بيشتر است ، ترك نمايد ؛ يا حرامى را انجام دهد كه ترك آن مهمتر از حج باشد ؛ يا ضررى كه عادتاً تحمّل آن ممكن نيست بر او وارد شود .
25 2 كسى كه شرايط وجوب حج را دارا نيست مىتواند حج مستحبى يا نيابى انجام دهد و در صورتى كه بعداً شرايط وجوب را پيدا نمايد ، كفايت از حجِ واجب نمىنمايد .
26 3 اگر كسى شرايط وجوب حج برايش فراهم شده بوده ولى نمىدانسته و تصور مىكرده كه وظيفهء او حج مستحبى است و آن را به قصد وظيفهء فعلى به جا آورده حج او كفايت از حجِ واجب مىنمايد .
اگر كسى كه حج بر او واجب شده ، در انجام آن كوتاهى كند ( مستقر شدن حج ) 27 1 كسى كه داراى شرايط وجوب حج باشد ، بايد در اولين سال ، حج به جا آورد ؛ و اگر در انجام آن كوتاهى كند ، علاوه بر اين كه معصيت نموده حج بر او « مستقر » مىشود ، يعنى حج بر ذمّه و عهدهء او ثابت مىشود ، و بايد آن را به هر نحو ممكن در اولين وقت ممكن ، انجام دهد ؛ حتى اگر هزينهء سفر را از دست داده باشد ، بايد با قرض يا مثل آن به حج برود هر چند برايش سخت باشد ، مگر اين كه به حدّ غير مقدور برسد ؛ و چنانچه وفات كند و حج را به جا نياورده باشد ، بايد از طرف او قضا شود .
28 2 كسى كه حج بر ذمّه و عهدهء او ثابت و مستقر شده ، يعنى حج بر او واجب شده بوده ولى در انجام آن كوتاهى نموده است ، هنگام مرگش واجب است وصيّت كند كه براى او حج به جا آورند .
مناسك حج و عمره (فارسى) — صفحة 32
مساهمون: الشيخ محمد تقي بهجت
ص٣٢