( 1 ) قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً ( 2 ) هْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنا أَحَداً ( 3 ) وَ أَنَّهُ تَعالى جَدُّ رَبِّنا مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً ( 4 ) وَ أَنَّهُ كانَ يَقُولُ سَفِيهُنا عَلَى اللَّهِ شَطَطاً ( 5 ) وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ تَقُولَ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِباً ( 6 ) وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً
بگو : به من وحى شده است كه جمعى از جنّ به سخنانم گوش فرا دادهاند ، سپس گفتهاند :
« ما قرآن عجيبى شنيدهايم » .
كه به راه راست هدايت مىكند ، پس ما به آن ايمان آوردهايم و هرگز كسى را شريك پروردگارمان قرار نمىدهيم !
و اين كه بلند است مقام با عظمت پروردگار ما ، و همسر و فرزندى نگرفته است !
و اين كه سفيه ما ( ابليس ) دربارهء خداوند سخنان ناروا مىگفت !
و اين كه ما گمان مىكرديم كه انس و جن هرگز بر خدا دروغ نمىبندند !
و اين كه مردانى از بشر به مردانى از جنّ پناه مىبردند ، و آنها سبب افزايش گمراهى و طغيانشان مىشدند !
شأن نزول :
ايمان آوردن جنّيان
در تفسير آيات 29 تا 32 سورهء « احقاف » شأن نزولهائى آمده بود كه با مطالب سورهء مورد بحث ( سوره جنّ ) كاملًا هماهنگ است ، و نشان مىدهد : هر دو مربوط به يك حادثه است ، شأن نزولها به طور فشرده چنين است :
1 - پيامبر صلى الله عليه و آله از « مكّه » به سوى بازار « عكاظ » در « طائف » مىرفت ، تا مردم را در آن مركز اجتماع بزرگ به سوى اسلام دعوت كند ، اما كسى به دعوت او پاسخ مثبت نگفت ، در باز گشت به محلى رسيد كه آن را وادى « جنّ » مىگفتند ، شب در آنجا ماند و آيات قرآن را تلاوت مىفرمود ، گروهى از جنّ شنيدند و ايمان آوردند ، و