تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شأن نزول آيات قرآن ( فارسى ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
( 1 ) ص وَ الْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ ( 2 ) بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَ شِقاقٍ ( 3 ) كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ فَنادَوْا وَ لاتَ حِينَ مَناصٍ ص ، سوگند به قرآنى كه داراى ذكر است ( كه اين كتاب ، معجزهء الهى است ) . ولى كافران گرفتار غرور و اختلافند ! چه بسيار اقوامى را كه پيش از آنها هلاك كرديم ؛ و به هنگام نزول عذاب فرياد مىزدند ولى وقت نجات گذشته بود ! شأن نزول :

پاسخ دندان‌شكن به كفار قريش

در كتب تفسير و حديث ، شأن نزول‌هاى مشابهى براى آيات آغاز اين سوره وارد شده است كه به يكى از آنها - كه مشروح‌تر و جامع‌تر است - در اينجا اشاره مىكنيم و آن حديثى است كه مرحوم « كلينى » از امام باقر عليه السلام چنين نقل مىكند : « ابوجهل » و جماعتى از « قريش » نزد « ابوطالب » ، عموى پيامبر صلى الله عليه و آله آمده گفتند : فرزند برادرت ، ما را آزار داده ، و خدايان ما را نيز ناراحت ساخته است ! او را بخوان و به او دستور ده ، دست از خدايان ما بردارد ، تا ما هم ناسزا به خداى او نگوئيم ! « ابوطالب » ، كسى را خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله فرستاد ، هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله وارد خانه شد ، و به اطراف اطاق نگاه كرد ، ديد كسى جز مشركان در كنار « ابوطالب » نيست ، گفت : السَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى : « سلام بر كسانى كه پيرو هدايتند » ! پس از آن نشست ، « ابوطالب » سخنان آنها را براى پيامبر صلى الله عليه و آله شرح داد . پيامبر صلى الله عليه و آله در جواب فرمود : أَ وَ هَلْ لَهُمْ فِي كَلِمَةٍ خَيْرٍ لَهُمْ مِنْ هَذَا يَسُودُونَ بِهَا الْعَرَبَ وَ يَطَئُونَ أَعْنَاقَهُمْ : « آيا آنها حاضرند جمله‌اى را با من موافقت كنند و در سايهء آن ، بر تمام عرب پيشى گيرند و حكومت كنند » ؟ ! « ابوجهل » ، ( كه از اين سخن به وجد آمده بود و انتظار داشت ، كليد حكومت بر